تبليغاتX
کاریکلماتورهای حمیدرضا کنگیا
می بینی

محبوب من!

می بینی چه جهان پریشانی است!

 

 

دریا غذای بیابانهاست

دورها ومیان درختانش جای داده اند

آفتاب قطب

در آسمان تفته ی آفریقا می سوزد

و مرا جائی خلق کرده اند

که شگفت زده باید پاهائی را ببینم

که به یک سو میدوند

و به نقطه دیگر می رسند.

 

 

روزگار عجیبی است عشق من

اگراین بار متولد می شویم

یادمان باشد

خطی یگیریم

که جهنم را به جای بهشت

وچیزی را به نام بشر قالب می کنند

که نمی دانم اسمش چیست.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 11:28 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر)

۱-بعضی مدیران تنها شناختشان از ورزش پوشیدن یقه اسکیست

۲-بچه ماهی هیچوقت جایش را خیس نمیکند

۳-هر پارسی برابر ده هزار ریال ! چقدر بی ارزش کردند پارسی بودن را

۳-اکثر مسولان پرسپولیسی اند چون هر کدام یک جایشان را خط قرمز کشیده اند

۴-سرداران جنگ قبلا تانک میزدند حالا بانک میزنند

۵-گرانی طاقت مردم را تاق کرده است میتوان با آن بیابانزدائی کرد

۶-نان خشک از گلوی آب هم پایین نمیرود

۷-گلدان مصنوعی به بارور کردن ابرها پوزخند میزند

۸-زالو صفتان روی سازمان انتقال خون هم حساب باز کرده اند

۹-با وجود ساختن آمار جدید سازمان آمار به سارمان آمال تغییر نام پیدا کرد

۱۰-محاکمه مبارک مبارک!

 

 

پ ن : تاق گیاهی است بیابانی با نام علمی هاموکسیلون آمودندرون

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 15:11 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

۱-جگرم را سوزاندند دودش از کله ام بلند است

۲-ظاهرا برای چشم چرانی روادید لازم نیست

۳-برای اینکه خونش به جوش نیاید با زکریای رازی رفاقت داشت

۴-بعد از جراحی اقتصادی دکتر کیفم رژیمی بنام پرداخت یارانه گرفته است

۵-از ماسوله فقط سوله اش به کارگر میرسد

۶-سهام عدالت حکم استامینوفن برای تسکین سرطان را دارد

۷-مسئولان دولتمند چوب حراج به دارائی مردم میزنند

۸-خیلی ها مردم را از دریچه چشمشان مردمک میبینند

۹-با توجه به برش زیاد ریش تیغ اعلام بازنشستگی کرد

۱۰-آدم زرنگ کسی است که نان را به نرخ قبل از هدفمندی میخورد

۱۱-برای بعضی نمایندهها مجلس فقط محل جلوس است

۱۲-چادرملی مان در ژاپن وخودروملی مان درفرانسه تولید میشود پس میتوانیم بجای همه دنیا حرف بزنیم

۱۳-شاید ولایتی ترین سیاستمدار کشور دکتر ولایتی باشد

۱۴-معمولا مژده را بدون خواستکاری ومهریه وشیربها میدهند

۱۵-مکتب حسنی غیرانتفاعی شده جمعه ها هم به مکتب نمیرود

۱۶-برای پیروزی بعضی لابی میکنند بعضی لائی میکشند

پ ن :چاپ شده در شماره ۵۰ماهنامه طنز بچه مشد البته بی بوهاش

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 12:23 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

۱-برای بعضی ها صدای فلاش تانک تنها صدای جنگ است

۲-میزگرد از روده درازی مجری کلافه بود

۳-آدم به حوا بیشتر از هوا نیاز داشت

۴-بعضی درب را میکوبند بعضی درب را میزنند بعضی درب را میشکنند بعضی درب را میسوزانند....چه شباهت عجیبی است بین درب ومردم

۵-کاش پدرم را روزگار درآورد...از زیر خاک

 

پی نوشت: کتاب کاریکلماتور ناب نوشته دوست عزیز دکتر امیر خوشوقتی به جامعه کتابخوان و دوستداران کاریکلماتور عرضه گردیده خواندنش را به دوستان توصیه میکنم 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت 8:18 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

۱-دستش به دهانش نمیرسد گردنش را کج میکند

۲- کشتی گیری که بلد بود پل بزند عضو شورای شهر شد

۳-روزنامه نگار همه چیز را نقد میکند اما ثروتمند نیست

۴-اساسی ترین تفاوت پدران و پسران اینستکه پدران به نان و پسران به ز   نان فکر میکنند

۵-شاید مردان با دستبند زنان را پایبند کنند

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390ساعت 17:56 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

۱-معمولا دستفروش ها آه در بساط ندارند

۲-بعضی حاجیها همه سعیشان را در صفا میکنند

۳-شاید در ایران واژه تونل متروک جایگزین تونل مترو شود

۴-گرسنه مرغ عشق را سر میبرد

۵-هفته هاست که روزها را میشمارم تا سالها بگذرد

۶-زنگ ساعت عزرائیل خوابهاست

۷-نسخه پیچی که رزوه نداشت از داروخانه اخراج شد

۸-کفن عشق با طعمهای مختلف در داروخانه توزیع میشود

۹-خسیس از دست دان هم دریغ میکند

۱۰-حسادتش گل کرد نفرت به بار نشست

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 12:0 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

با سلام

یکی ار فواید سال نو خانه تکانی است در خانه تکانی امسال کاریکلماتورهای قدیمی مربوط به سال ۸۶ وقبل آن را پیدا که چون تعداش زیاد است در ۲یا ۳ پست تقدیم میکنم

۱-حنایش برای کسی رنگ نداشت عطاریش را تعطیل کرد

۲-دنیای بزرگترها کوچکتر از ان است که بچه ها درآن زندگی راحتی داشته باشند

۳-همیشه بهار از یکنواختی زندگی خودکشی کرد

۴-تبعیض نژادپرستی کم رنگ است

۵-پیمانه عمرش سر رفت چراغ زندگی را خاموش کرد

۶-پایش درازتر از گلیمش بود برایش قطع کردند

۷-شماره چشمش را گرفتم ولی نگاهش مشغول بود

۸-وقتی به آخر خط رسید از اتوبوس پیاده شد

۹-آدم گردنکشی بود درقفس زرافه زندانیش کردند

۱۰-آدمهای ریز بین در آزمایشگاه موفق ترند

۱۱-آدمهای بزرگ کارهای بزرگ میکنند آدمهای کوچک کارها را بزرگ میکنند

۱۲-خیالباف با رویا ازدواج کرد

۱۳-دانشگاه آزاد خیلیها را اسیر کرده است

۱۴-چماق عصای دست اکثر حکومتهاست

۱۵- برای انکه نه سیخ بسوزد نه کباب به خامخواری روی اورد

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 14:3 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

اول نوشت

بهار در راه رسیدن است وبه همه عزیزان تبریک امیدوارم سال آتی سرشار از موفقیت باشد

۱-شاهین های ترازو آنقدر باهم لجبازی کردند که اسیر ترازوی دیجیتال شدند

۲-برای بعضیها حلقه در دست باشد یا در گوش خیلی فرقی نمیکند

۳-بهار در راه خانه فقرا گم شد

۴-قاتل خطاب به قاضی:آنقدر به پروپایم پیچید که با آچار خدمتش رسیدم

آخر نوشت:شهید برونسی از فرماندهان بزرگ جنگ از آنجا که از سپاه حقوق نمیگرفت از راه بنائی امرار معاش میکرد و تقدیم به او

در جنگ ما با دشمن بنا ها  انسان ساز شدند

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 9:31 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

۱-قلم بدون پا قلمرویش را افزایش میدهد

۲-قلمرو قلمها فراتر از دیوار فیلترینگ است

۳-پایش را قلم کردند با ان شروع به نوشتن کرد

۴-بعضی برای اینکه قلمشان نشکند نوکش را اصلاح میکنند

۵-حتی خوش تراش ترین قلمها نیز احتیاج به تراش دارد

۶-بدترین مزدور قلم به مزد است

۷-خوشنواترین صداها از قلم نی شنیده میشود

۸-بعضی ها هفت قلم ارایش میکنند تا یک قلم جنسشان دیده شود

و جمله ای که خیلی دوستش دارم

 قصاب ها راحتتر از نویسندگان قلم میزنند 

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 16:35 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

سلام

دیروز سری به وبلگ عزیزی زده بودم وکاریکلماتورهای زیبایش را درمورد برف دیدم وبه همین خاطر چند تائی  کاریکلماتورهای برفی  تقدیم میکنم

۱-برف غیرتی درختان لخت شهر را پوشاند

۲-مجلات زرد درروزهای برفی هم سپید نمیشوند

۳-کهنسالی پشت خاکریزی از برف انتظار جوانیم را میکشد

۴-بارانی نداشت بپوشد برفی شد

۵-چترها به دیدن برف آغوش میگشایند

۶-ماندگارترین برف ها روی سنگ قبر مینشینند

۷-در اشغال شیشه ها برف پاکنها به برف خیانت میکنند

۸-دلم برفی میشود غمهایم دران سرسره بازی میکنند

۹-معمولا کویر  آرزوی دیدن برف را به گور میبرد

۱۰-هوای دلم برفیست همه با زنجیر سراغش می ایند

۱۱-برفی که سرزده میهمان بام بود از خجالت جلوی دودکش آب شد

۱۲-پلیس های قدیمی از برف شیره خاطره خوشی دارند

۱۳-درهوای برفی هر صورتی به شیرینی لبوست

۱۴خیالم برفیست مدرسه مغزم تعطیل شده

۱۵-برای حفظ ابروی انسانها برف سقوط هواپیما را به گردن گرفت

پ ن:برف شیره مخلوطی از شیره انگور واولین برف یعداز یلدا ست

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 10:11 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |