1-برای جلاد تمام ماهها حکم تیر دارد.
2-در اداره اوقاف فضولی موقوف شد.
3-فریبی در کار نبود پدرم عاشق "حوا "شده بود نه "رضوان"
4-شاید "گرسنه" از خدا میخواهد نمازش "غذا" شود.
5-آنچه از پدرم به ارث بردم زبان مادریم بود.
6-بعضی مسئولین "مردم"را از دریچه چشمشان "مردمک"می بینند.
7-گلدان مصنوعی به برنامه بارورسازی ابرها پوزخند میزد.
8-معمولا چراغ مطالعه از چراغ خواب روشنفکرتر است.
9-من به تو دل دادم اما تو کلیه ام را میخواستی.
10-خیابانی که ادعای بیطرفی میکرد بن بست بود.
11-روزنامه نگار همه چیز را نقد میکند زندگی را نسیه
12-اینجا با وارونه کردن حشیش شیشه میسازند.
13-بعضی حجاج تمام سعیشان را در صفا میکنند.
14-برای چشم چرانی روادید لازم نیست.
اینکه دغدغه نوشتن وقتی در وجود کسی باشه تاپایان عمرم رهایش نمیکند کاملا درسته وبرهمین اساسه که همه ما ایرانی ها بنوعی نویسنده هستیم از کاسبی که صورتحساب مشتریاشو مینویسه تا پزشکی که نسخه بیماراشو مینویسه تا رئس جمهوری که ابلاغیه حکم وزا رو مینویسه وهمه از یک الگوی نوشتاری استفاده میکنینم (اونطوری که دلم میخواد مینویسم) اما نکته اینجاست که ما چون برای دلمون مینویسیم خیلی دنبال اینکه نوع نوشتنمون رو به صورت یک هنر جا بزنیم نیستیم مثلا یک پزشک هیچ وقت نمیگه چون من نسخه مینویسم پس نویسنده خوبی هستم همه اینار روگفتم تا برم سر مقوله کاریکلماتور
اصولا کاریکلماتور یک هنر صرفا وذاتا بومی و به خاطر ظرفیت های زبان فارسیه که ایجاد شده مثلا فقط در زبان فارسیه که کلمه استقراض نحوه درست نوشتنش یک دونه است ونحوه نادرست نوشتنش 70 مدل به طبع همین ممکنه چندین معنی ازش استخراج بشه اما متاسفانه اخیرا دوستان که اکثرا پیش کسوت هم هستنند به خاطر اینکه ازاین قضیه اسمی دست وپا کنند واز اونجائیکه کاریکلماتور متولیه نداره هر جمله ای که به ذهنشون رسید ودر قالب کوتاه بود به اسم کاریکلماتور به خورد خلق الله میدهند و متولیان جراید هم نظر به اینکه صفحه سرگرمی رو کلا یک صفحه حاشیه ای و فاقد اثر میدونند هر چیزی رو به اسم کاریکلماتور توی صفحه سرگرمی میچاپانند از اونجائیکه من فقط برای دلم مینویسم ترجیح میدم که کمتر بنویسم هرچند بعضی از دوستان بگنند یارو چی برای خودش نوشابه باز میکنه تعداد خواننده های وبلاگش قد انگشتای یکدست نیست برای خودش کلاس میزاره ولی از اونجائیکه یک نوشته وقتی در فضای مجازی منتشر شد ممکنه از یک تا n عدد خواننده داشته باشه بنابراین نویسنده باید متعهد به اونچیزی که مینویسه باشه که اگر اطلاعات درستی به خواننده نمیده لااقل اونو به اشتباه نندازه
در پاین به احترام تمام کسائی که این وبلاگ رو باز کردنند که توش کاریکلماتور بخونند تنها کاریکلماتوری رو که توی یکسال اخیر تونستم بنویسم تقدیم میکنم به امید اینکه مقبول طبع مشکل پسندتان باشد
نا مردان نا رو از مردان گرفتنند
محبوب من!
می بینی چه جهان پریشانی است!
دریا غذای بیابانهاست
دورها ومیان درختانش جای داده اند
آفتاب قطب
در آسمان تفته ی آفریقا می سوزد
و مرا جائی خلق کرده اند
که شگفت زده باید پاهائی را ببینم
که به یک سو میدوند
و به نقطه دیگر می رسند.
روزگار عجیبی است عشق من
اگراین بار متولد می شویم
یادمان باشد
خطی یگیریم
که جهنم را به جای بهشت
وچیزی را به نام بشر قالب می کنند
که نمی دانم اسمش چیست.
۲-بچه ماهی هیچوقت جایش را خیس نمیکند
۳-هر پارسی برابر ده هزار ریال ! چقدر بی ارزش کردند پارسی بودن را
۳-اکثر مسولان پرسپولیسی اند چون هر کدام یک جایشان را خط قرمز کشیده اند
۴-سرداران جنگ قبلا تانک میزدند حالا بانک میزنند
۵-گرانی طاقت مردم را تاق کرده است میتوان با آن بیابانزدائی کرد
۶-نان خشک از گلوی آب هم پایین نمیرود
۷-گلدان مصنوعی به بارور کردن ابرها پوزخند میزند
۸-زالو صفتان روی سازمان انتقال خون هم حساب باز کرده اند
۹-با وجود ساختن آمار جدید سازمان آمار به سارمان آمال تغییر نام پیدا کرد
۱۰-محاکمه مبارک مبارک!
پ ن : تاق گیاهی است بیابانی با نام علمی هاموکسیلون آمودندرون
۲-ظاهرا برای چشم چرانی روادید لازم نیست
۳-برای اینکه خونش به جوش نیاید با زکریای رازی رفاقت داشت
۴-بعد از جراحی اقتصادی دکتر کیفم رژیمی بنام پرداخت یارانه گرفته است
۵-از ماسوله فقط سوله اش به کارگر میرسد
۶-سهام عدالت حکم استامینوفن برای تسکین سرطان را دارد
۷-مسئولان دولتمند چوب حراج به دارائی مردم میزنند
۸-خیلی ها مردم را از دریچه چشمشان مردمک میبینند
۹-با توجه به برش زیاد ریش تیغ اعلام بازنشستگی کرد
۱۰-آدم زرنگ کسی است که نان را به نرخ قبل از هدفمندی میخورد
۱۱-برای بعضی نمایندهها مجلس فقط محل جلوس است
۱۲-چادرملی مان در ژاپن وخودروملی مان درفرانسه تولید میشود پس میتوانیم بجای همه دنیا حرف بزنیم
۱۳-شاید ولایتی ترین سیاستمدار کشور دکتر ولایتی باشد
۱۴-معمولا مژده را بدون خواستکاری ومهریه وشیربها میدهند
۱۵-مکتب حسنی غیرانتفاعی شده جمعه ها هم به مکتب نمیرود
۱۶-برای پیروزی بعضی لابی میکنند بعضی لائی میکشند
پ ن :چاپ شده در شماره ۵۰ماهنامه طنز بچه مشد البته بی بوهاش
۲-میزگرد از روده درازی مجری کلافه بود
۳-آدم به حوا بیشتر از هوا نیاز داشت
۴-بعضی درب را میکوبند بعضی درب را میزنند بعضی درب را میشکنند بعضی درب را میسوزانند....چه شباهت عجیبی است بین درب ومردم
۵-کاش پدرم را روزگار درآورد...از زیر خاک
پی نوشت: کتاب کاریکلماتور ناب نوشته دوست عزیز دکتر امیر خوشوقتی به جامعه کتابخوان و دوستداران کاریکلماتور عرضه گردیده خواندنش را به دوستان توصیه میکنم
۲- کشتی گیری که بلد بود پل بزند عضو شورای شهر شد
۳-روزنامه نگار همه چیز را نقد میکند اما ثروتمند نیست
۴-اساسی ترین تفاوت پدران و پسران اینستکه پدران به نان و پسران به ز نان فکر میکنند
۵-شاید مردان با دستبند زنان را پایبند کنند
۲-بعضی حاجیها همه سعیشان را در صفا میکنند
۳-شاید در ایران واژه تونل متروک جایگزین تونل مترو شود
۴-گرسنه مرغ عشق را سر میبرد
۵-هفته هاست که روزها را میشمارم تا سالها بگذرد
۶-زنگ ساعت عزرائیل خوابهاست
۷-نسخه پیچی که رزوه نداشت از داروخانه اخراج شد
۸-کفن عشق با طعمهای مختلف در داروخانه توزیع میشود
۹-خسیس از دست دان هم دریغ میکند
۱۰-حسادتش گل کرد نفرت به بار نشست
یکی ار فواید سال نو خانه تکانی است در خانه تکانی امسال کاریکلماتورهای قدیمی مربوط به سال ۸۶ وقبل آن را پیدا که چون تعداش زیاد است در ۲یا ۳ پست تقدیم میکنم
۱-حنایش برای کسی رنگ نداشت عطاریش را تعطیل کرد
۲-دنیای بزرگترها کوچکتر از ان است که بچه ها درآن زندگی راحتی داشته باشند
۳-همیشه بهار از یکنواختی زندگی خودکشی کرد
۴-تبعیض نژادپرستی کم رنگ است
۵-پیمانه عمرش سر رفت چراغ زندگی را خاموش کرد
۶-پایش درازتر از گلیمش بود برایش قطع کردند
۷-شماره چشمش را گرفتم ولی نگاهش مشغول بود
۸-وقتی به آخر خط رسید از اتوبوس پیاده شد
۹-آدم گردنکشی بود درقفس زرافه زندانیش کردند
۱۰-آدمهای ریز بین در آزمایشگاه موفق ترند
۱۱-آدمهای بزرگ کارهای بزرگ میکنند آدمهای کوچک کارها را بزرگ میکنند
۱۲-خیالباف با رویا ازدواج کرد
۱۳-دانشگاه آزاد خیلیها را اسیر کرده است
۱۴-چماق عصای دست اکثر حکومتهاست
۱۵- برای انکه نه سیخ بسوزد نه کباب به خامخواری روی اورد
بهار در راه رسیدن است وبه همه عزیزان تبریک امیدوارم سال آتی سرشار از موفقیت باشد
۱-شاهین های ترازو آنقدر باهم لجبازی کردند که اسیر ترازوی دیجیتال شدند
۲-برای بعضیها حلقه در دست باشد یا در گوش خیلی فرقی نمیکند
۳-بهار در راه خانه فقرا گم شد
۴-قاتل خطاب به قاضی:آنقدر به پروپایم پیچید که با آچار خدمتش رسیدم
آخر نوشت:شهید برونسی از فرماندهان بزرگ جنگ از آنجا که از سپاه حقوق نمیگرفت از راه بنائی امرار معاش میکرد و تقدیم به او
در جنگ ما با دشمن بنا ها انسان ساز شدند