X
تبلیغات
کاریکلماتورهای حمیدرضا کنگیا
دوستان سلام سال نو مبارک ببخشید که کمتر میتونم خدمتتون برسم کارهای جدیدم تقدیم به شما

چهار شنبه این هفته (دیروز)دومین جلسه سال جاری انجمن طنز فارس رند کده در محل تالار حافظ برگزار شد .کاریکلماتورهای خوانده شده اینجانب در محضر اساتید ودوستان
1-کاش هیچ سربازی سرزده بر نگردد.
2-حیف دسته گل هائی که برای حفظ گلدسته ها پرپر میشوند.
3-معمولا عقربک های تحجر به بمبهای ساعتی متصلند.
4-آدم گردنکشی بود با زرافه هم بند شد.
5-دانشگاه آزاد خیلی ها را اسیر کرد.
6-همیشه بهار از یکنواختی زندگی خودکشی کرد.
7-معتاد پای داربست خود را دار زد.
8-ظاهرا طرح تعویض پلاک از شهدا شروع شده است.
9-وقتی مشتهایمان گره بود خیاط هر لباسی خواست به تنمان کوک زد.
10- در همه انقلابها گیوتین قبل از همه ترمز می برد.


برچسب‌ها: کاریکلماتور
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 9:1 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

با سلام مطابق یعضی از چهارشنبه ها در انجمن طنز فارس در خدمت دوستان بودیم و کاریکلماتورهای من
1-گاهی بهمن یک تمدن را دفن میکند
2-صحنه تصادف که روی پرده رفت همه تماشاچیان کارشناس شدند
3-شاید ساندیس یرای نور چشم مفید است برای افزایش بصیرت ساندیس میدهند
4-بدون گواهینامه بود وقتی وارد میدان مین شد
5-بیچاره زن دست گیری نداشت پا میداد
6-حرف مفت پولدار هم خریدار دارد
7-آپاراتی از غصه غم باد گرفت
8-شاید مردان با دست بند زنان را پایبند میکنند
9-برای افزایش قدرت قلمش دمبل میزد


برچسب‌ها: کاریکلماتور
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت 10:9 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

کاریکلماتورهای خوانده شده در انجمن طنز فارس در خدمت دوستان 
1-گربه سربه هوا در جستجوی موشک بود
2-ظاهرا برای چشم چرانی روادید لازم نیست
3-شکم پرست به سفره سجده میکرد
4-برای داشتن موسیقی پاک از گروه کر استفاده میکرد
5-اسبهای آبی هم عاشق استقلالند
6-قلمی که خیلی تیز بنویسد گردن صاحبش را میبرد
7-دندانپزشک کیف ودهانتان را باهم سرویس میکند
8-برای رفع تنبلی چشم معلم خصوصی گرفت
9-سیاستمدار ترسو عضو حزب باد بود
10-درمسیر زندگی درآمد وهزینه تقاطع غیر همسطح هستند


برچسب‌ها: کاریکلماتور
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1392ساعت 21:16 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

1-میزگرد از روده درازی مجری کلافه بود.

2-آقازاده ها مرض قند داشتند شربت شهادت میل نکردند.

3-تیمسار خلبان بازنشسته شد به آشیانه راهش ندادند.

4-با توجه به برش زیاد ریش تیع اعلام بازنشستگی کرد.

5-درکوچه علی چپ همه مارکسیست بودند.

6-آدم پخته ای نبود مدام از کوره در می رفت

7-دراداره اوقاف فضولی موقوف شد.

8-بعد از گرانی لبنیات شیرفروش میگفت از ماست که برماست

9-نقاشی بهانه بود عاشق قلم مویت شدم

10-درسجده رازهای سربه مهر میگفت


برچسب‌ها: کاریکلماتور
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392ساعت 11:4 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

حافظ +من
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن 
بهر مامان وبابا یک دسته گل خریدن
از جان طمع بریدن اسان بود لیکن 
از باجناق خرپول آیا توان بریدن
خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنک 
وانجا کنار یاری بی دردسر سریدن
گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن 
گه از جناب قصاب زخم زبان شنیدن
بوسیدن لب یار اول زدست مگذار 
شاید زشوربختی مادرزنت رسیدن
فرصت شمارصحبت کزاین دوراه منزل 
یک راه اجاره باید راه دگر خریدن
گوئی برفت حافظ از یاد شاه یحیی 
کنگی شود که روزی این روز را ندیدن


برچسب‌ها: شعر طنز
+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1392ساعت 9:28 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

با سلام دوهفته است در خدمت دوستان در انجمن طنز فارس هستیم مطالب زیر مطالب ارائه شده در این انجمن توسط اینجانب می باشد

کاریکلماتورها

1-وقتی نعلین ها سیاسی میشوند لنگه کفشها پرواز میکنند

2-دزد خیابان انقلای شاه کلید داشت

3-مواظب باش تبلت اس طبلت نشود

4-چکمه ای که عاشق سیاست بود خود را پوتین می نامید

5-کار مملکت از کلید گذشته آشیخ حسن باید مفاتیح حفظ کنه

6-اینروزها رایانک مالشی همه را ارضا میکند

7-کاش جای اوقات فراقت اوقات فراغت داشتیم

8-یه عده تصمیمات شیرتوشیر میگیرند وبعد اونها رو ماستمالی میکنند

9-دکتر برای کیسه صفرایم کیسه دوخته بود

10-شاید مسئله مشترک انسان وگوسفند این است چرا

11-آنچه از پدرم به ارث بردم زبان مادریم بود

12-ریشش که سبز میشد میگفتن اصلاح طلب شده است


برچسب‌ها: کاریکلماتور
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1392ساعت 15:20 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

1-دکتر برای کیسه صفرایم کیسه دوخته بود
2-آدمهائی که "دورنگی "رو "زرنگی "میدونند همانهائی هستنند که "رفاقت "رو "حماقت" میدونند
3-همیشه "سایه ام" "پایه ام" بود(
4-شاید مسئله مشترک آدمها و گوسفندان این باشد "چراء"؟
5-شاید سیاستمدارحاصل ائتلاف نقاش و نوازنده است که به راحتی "نی"رنگ"میزند
6-خیالت که "می وزد" تمام درختان شهر" بیدمجنون "میشوند
7-شاید بهار"نامزد" رئیس جمهور را به اوین "شوهرش "دهند.
8-قدیما "دارچین"مان هم ایرانی بود حالا "تخمه ژاپونی" مان هم چینی  شده

9-بعضی مسئولین "مردم"را از دریچه چشمشان "مردمک"می بینند 

10-جوان خيالباف با رويا ازدواج کرد. 

11-تاریخ سرزمینم پر از "آشغال"هائیست که مثل "شغال" آمدند ومیهنم را "اشغال "کردند.

12-اینروزها تورم مردم را از "بازار" "بی زار" کرده است.

13تبعیض. نژادپرستی بیرنگ است.

14-بی "نوا" فقط با "ضرب" سکه میرقصد.

15-ریش شاید ویترین دین فروشان باشد.

16-شاید "گرسنه" از خدا میخواهد نمازش "غذا" شود.

17-روزنامه نگار همه چیز را نقد می کند و زندگی را نسیه !

18-گول عناوین را نخورید فرق زیادی بین شیرتوشیر وخرتوخر نیست.

پ ن :جاذبه های فیسبوک از یک طرف ومشغله کاری اط طرف دیگه باعث شده خیلی نتونم به وبلاگم و به دوستانم سر بزنم امیدوارم از این به بعد بتونم جبران کنم


برچسب‌ها: کاریکلماتور
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1392ساعت 21:53 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

با سلام به همه دوستای گلم پس از مدتها غیبت که به علت حال ناخوش روحی بود دوباره اومدم خدمتتون تا حال ناخوش روحی ام کمی بر طرف بشه یه مقدار ازکارام که تو این مدت تو فیسبوک گذاشته بودم تقدیمتون میکنم امیدوارم مقبول بیفتد.

1-برای جلاد تمام ماهها حکم تیر دارد.

2-در اداره اوقاف فضولی موقوف شد.

3-فریبی در کار نبود پدرم عاشق "حوا "شده بود نه "رضوان"

4-شاید "گرسنه" از خدا میخواهد نمازش "غذا" شود.

5-آنچه از پدرم به ارث بردم زبان مادریم بود.

6-بعضی مسئولین "مردم"را از دریچه چشمشان "مردمک"می بینند.

7-گلدان مصنوعی به برنامه بارورسازی ابرها پوزخند میزد.

8-معمولا چراغ مطالعه از چراغ خواب روشنفکرتر است.

9-من به تو دل دادم اما تو کلیه ام را میخواستی.

10-خیابانی که ادعای بیطرفی میکرد بن بست بود.

11-روزنامه نگار همه چیز را نقد میکند زندگی را نسیه

12-اینجا با وارونه کردن حشیش شیشه میسازند.

13-بعضی حجاج تمام سعیشان را در صفا میکنند.

14-برای چشم چرانی روادید لازم نیست.

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1391ساعت 12:59 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

با سلام 

اینکه دغدغه نوشتن وقتی در وجود کسی باشه تاپایان عمرم رهایش نمیکند کاملا درسته وبرهمین اساسه که همه ما ایرانی ها بنوعی نویسنده هستیم از کاسبی که صورتحساب مشتریاشو مینویسه تا پزشکی که نسخه بیماراشو مینویسه تا رئس جمهوری که ابلاغیه حکم وزا رو مینویسه وهمه از یک الگوی نوشتاری استفاده میکنینم (اونطوری که دلم میخواد مینویسم) اما نکته اینجاست که ما چون برای دلمون مینویسیم خیلی دنبال اینکه نوع نوشتنمون رو به صورت یک هنر جا بزنیم نیستیم مثلا یک پزشک هیچ وقت نمیگه چون من نسخه مینویسم پس نویسنده خوبی هستم همه اینار روگفتم تا برم سر مقوله کاریکلماتور 

اصولا کاریکلماتور یک هنر صرفا وذاتا بومی و به خاطر ظرفیت های زبان فارسیه که ایجاد شده مثلا فقط در زبان فارسیه که کلمه استقراض نحوه  درست نوشتنش یک دونه است ونحوه نادرست نوشتنش 70 مدل به طبع همین ممکنه چندین معنی ازش استخراج بشه  اما متاسفانه اخیرا دوستان که اکثرا پیش کسوت هم هستنند به خاطر اینکه ازاین قضیه اسمی دست وپا کنند واز اونجائیکه کاریکلماتور متولیه نداره هر جمله ای که به ذهنشون رسید ودر قالب کوتاه بود به اسم کاریکلماتور به خورد خلق الله میدهند و متولیان جراید هم نظر به اینکه صفحه سرگرمی رو کلا یک صفحه حاشیه ای و فاقد اثر میدونند هر چیزی رو به اسم کاریکلماتور توی صفحه سرگرمی میچاپانند از اونجائیکه من فقط برای دلم مینویسم ترجیح میدم که کمتر بنویسم هرچند بعضی از دوستان بگنند یارو چی برای خودش نوشابه باز میکنه تعداد خواننده های وبلاگش قد انگشتای یکدست  نیست برای خودش کلاس میزاره ولی  از اونجائیکه یک نوشته وقتی در فضای مجازی منتشر شد  ممکنه از یک تا n عدد خواننده  داشته باشه  بنابراین نویسنده باید متعهد به اونچیزی که مینویسه باشه که اگر اطلاعات درستی به خواننده نمیده لااقل اونو به اشتباه نندازه 

در پاین به احترام تمام کسائی که این وبلاگ رو باز کردنند که توش کاریکلماتور بخونند تنها کاریکلماتوری رو که توی یکسال اخیر تونستم بنویسم تقدیم میکنم به امید اینکه مقبول طبع مشکل پسندتان باشد

                                         نا مردان نا رو از مردان گرفتنند


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391ساعت 9:26 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر) |

می بینی

محبوب من!

می بینی چه جهان پریشانی است!

 

 

دریا غذای بیابانهاست

دورها ومیان درختانش جای داده اند

آفتاب قطب

در آسمان تفته ی آفریقا می سوزد

و مرا جائی خلق کرده اند

که شگفت زده باید پاهائی را ببینم

که به یک سو میدوند

و به نقطه دیگر می رسند.

 

 

روزگار عجیبی است عشق من

اگراین بار متولد می شویم

یادمان باشد

خطی یگیریم

که جهنم را به جای بهشت

وچیزی را به نام بشر قالب می کنند

که نمی دانم اسمش چیست.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 11:28 توسط حمیدرضاکنگیا(کنگر)

مطالب قدیمی‌تر